همیشه آخرین سطر برایش می نوشتم :
روزی بیا که برای آمدن دیر نشده باشد...
مینوشتم:
روزی بیا که هنوز دوستت داشته باشم، که هنوز دوستم داشته باشی...
مینوشتم:
در نبودنت به تمام ذرات زندگی کافر شده ام
جز ایمان به برگشت تو...
امروز برای شما مینویسم: یقینا آمده است!!
ولی روزی که من از هراس، دیوارها خانه را که نه،
خودم را ترک کرده بودم!!
از نیکی فیروزکوهی
ما را در سایت 1912 دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 137